کاش تو این دنیا یه جایی بود که هیچ موجونی و هیچ آدمی نبود تا از ته دلت فریاد میزدی و میگفتی خدایا خسته ام خسته .تنهام ُتنها چی کار کنم کاش صدا ی فریادمو میشنویدی می ترسم .
از همه چیز
چهارشنبه نهم بهمن 1387 |
درباره وبلاگ
خدا جون وقتی منو نقاشی میکردی زیبا نقاشی کردی ممنون سالم نقاشی کردی ولی آخه خدا جون چرا تنها نقاشیم کردی....
من براي سالها مي نويسم.سالها بعد که چشمان تو عاشق مي شوند.افسوس که قصه مادربزرگ درست بود.هميشه يکي بود يکي نبود