|
درد تنهايي خود را به که گويم
یه مدتیه که دوست دارم همش گریه کنم دوست دارم بشینم وبه جایی خیره بشم دوست دارم آهنگهای عاشق غمگین گوش بدم چون می تونم احساس کنم و بفهمم که چی می خونن دلم تنگه منتظرم
خدایا
بهم می گن عاشقی بهم می گن تمام رفتارهات همونایی که همش دوست د اری تو خونه بمونی،همونایی که همش تو خودتی ،حوصله هیچ کسی رونداری .
باورم نمی شه یعنی من(فاطمه)عاشقم!
ولی خیلی دوست داشتم عاشق بشم
دختر داییم بهم گفت عاشقی اینو مطمعنم چون خود من این روزا رو پشت سر گذاشتم فال ورقی برام زد تموم چیزایی که بهم گفت درست بود .ولی خدایا کسی تو زندگی من نیست آخه عاشق کی...
خیلی می خوام طوری رفتارکنم که انگار خوشحالم ولی نمی تونم انگار این تنهایی و غم خیلی بیشتار با ما سازگاری داره
ـــــــــــــــ
اجازه هست به عشق تو
تو کوچه ها داد بزنم
پشت بوم خونه ها
اسمتو فریاد بزنم
اجازه هست که هر نفس
ترانه بارونت کنم
ماه و ستاره رو بازم
فدای چشمونت کنم
اجازه هست که خنده هات
قلبمو از جا بکنه
بهت بگم عاشقتم
دوست دارم یه عالمه
اجازه هست بهت بگم
عشق تو توی سینمه
جونمو در نگاهت بدم
بازم برای تو کمه
به من بگو بگو به من
بگو منو دوسم داری
بگو که واسه هوست
پا رو دلم نمی گذاری
اجازه هست نگاه تو
تو خاطرم قاب بکنم
چشمی که بد خوابمونه
به خاطرت خواب بکنم
اجازه هست فریاد بزنم
تو قلبمی تو رو دارم
بدون اگه رسوا شم
به خاطرت خوبه نبر
اجازه هست کنار تو
به اوج ابرا برسم
دستاتوی دستامو
برم به فردا برسم
اجازه هست دریا بشم
کویرو پیمونت کنم
تو صدف دلم بشی
من تو دلت خونه کنم
اجازه هست یه لحضه باز
توی چشات نگاه کنم
با یک نگاه بی ریا
روی غمو سیاه کنم
اجازه هــست
از نظر من واقعا آهنگ قشنگی بود
ـــــــــــــــــ
چغدر تنهایی بزرگه...

|