تبليغاتX
طرحی از عشق
طرحی از عشق

شب بود و شمع بود و من بودم و غم شب رفت و شمع سوخت و من ماندم و غم مثل همیشه از غم نامردی ها


روز مادر مبارک

وقتی بچه بودی و می خواستی راه بری می دونی کی بود که بهت کمک میکرد؟کی بود که با چشماش با دلش با دعاهاش مواظبت بود تا خدای ناکرده زمین نخوری یا اگه زمین خوردی دوباره و محکم بلندت کنه

 

وقتی گر سنه بودی می دونی کی با دستهای مهربونش به تو غذا می داد؟

وقتی تشنه بودی می دونی کی با دستهای مهربونش به تو آب می داد؟

وقتی دلت تنها می شد کی بود که تنهایی شو باهاش قسمت کنی؟

کی بود که وقتی بهش احتیاج داشتی همیشه با تو بود همیشه شاید تو از اون

غافل  می شدی  اما اون لحظه ای تو را از یاد نمی برد.

و در اینجاست که به حق باید گفت:

بهشت زیر پای مادران است

 


سه شنبه بیستم تیر 1385 |

 

تنهایی

                  

درد تنهایی خود را به که گویم

به که گویم که در این جامه خالی از عشق 

همه در تاب وخروشند

همه چون سرو به بالا نگرند

وبه فغان از غم هستی

که تواند مرا یادکند

و صدای نفسم را پیردتا که رسد بر دل باران

من که خواهم ولی افسوس که نتوانم

از اینجا بروم

چون که بر دست وبه پایم

ببندید گلی از گل ریحان

من به ساز گلی از باغ گل یاس بدم

که ندانم چگونه به شکوفایی خود شاد شوم

که تواند که مرا شاد کند

و دل غم زده ام را

به سرود غم هستی بسراید

                    آه...

          


یکشنبه یازدهم تیر 1385 |

 

گروه موسیقی پاپ طرحی از عشق:

امیدوارم از گروه موسیقی پاپ طرحی ازعشق خشتون بیاد:

( اما به دلیل مشکلی که در باندها هست صدایی پخش نمی شود)       

                                              


یکشنبه یازدهم تیر 1385 |

 

چرا؟

دلت وقتی تنهاشد

سرود مهربانی با کدامین خسته خواهی شد

ولبهایت کدامین تشنه را سیراب خواهد کرد

نگاهت را بچشمان چه کس از شوق

                                خواهی دوخت؟

***************

عادت:

هرگزنخواستم که تورو باکسی قسمت کنم

یا از تو حتی با خودم ،یه لحظه صحبت کنم

هرگز نخواستم که به داشتن تو عادت کنم

بگم فقط مال منی ، به تو جسارت نکنم

***************

تو همه رازجهان ریخته در چشم سیاهت،

من،همه محوتماشای نگاهت

***************

گر دل نبودکجاوطن ساز عشق

ور عشق نباشدبه چه کارایددل

***************

*آنان که غنی ترند محتاج ترند.

*در مسابقه زندگی گل زدن هنر نیست گل شدن هنر است.

*وقتی که می توانی با سکوتت حرفت را بزنی بر پایه لرزان واژه ها تکیه مکن.

***************

 می دونی چرا وقتی گریه می کنی چشمات رو میبندی؟

میدونی چرا وقتی می خوای بخندی چشمات رو می بندی؟

می دونی چرا وقتی تو رویایی چشمات رو می بندی؟

                      چون قشنگترین چیزهای دنیا دیدنی نیستند...


چهارشنبه هفتم تیر 1385 |

 

چشم های وحشی

  چشم های وحشی:

هوا خیلی خوب بود ونسیم خنکی می ورزید قبل از این که در را ببندم خودم را توی آینه نگاه کردم ،مرتب بودم و رنگ سایه به چشمهای گربه ای ام می آمد .مقنعه ام را جلوتر کشیدم تا شاید پدر که سر کوچه نشسته بودکمتر سر راهم را بگیرد و روزم را با قرقر خراب کند .خدا را شکر گذرگاه را به سلامت گذراندم و وارد خیابان شدم .هوای خوب برای پیاده روی مثل آب برای گلدان ها شمعدانی بود ساعتم را نگاه کردم،زمان به قدر نفس کشیدن های عمیق بود .دوست نداشتم به چیزی فکر کنم .از روزمرگی و اتفاقات آن خسته شده بودم و انتظار اتفاق جدیدی را می کشیدم .اما هیچ خبری نبود که نبود .کیفم را باز کردم همه چیز سر جایش بود آنرا درست روی شانه ام انداختم و راه ایستگاه را در پیش گرفتم ،نگاهی به دورو بر انداختم ،جلوی یکی از خانه ها معمار و کارگرانی در حال نما کردن خانه بودند .همیشه این کار در نظرم عجیب بود !که چرا انسان پول هنگفتی را صرف زیبایی جلوه منزل کند.همیشه باید ساده زندگی کرد.به ایستگاه رسیدم و روی صندلی نیمه داغ فلزی کنار پیرمردی نشستم .گردش دانه های تسبیح در دست های زمخت و پینه بسته پیرمرد فکرم را به  دانه های انار مشغول کرد و زیر لب برای خودم زمزمه کردم :صد دانه یاقوت ...همه چیز سر جایش بود حکمتت را شکر الا یک چیز!استاد کریم چقدر بگم من که به جونه خودم از رو رفتم .کرمی کن و کار ما را جور کن .جای دوری نمی رود .داشتم اینطوری با خدا صحبت می کردم که چشمهای گربه ای سبزی نظرم را به خودش جلب کرد خودم را جمع و جور کردم و نگاهم را به زمین دوختم اما احساس می کردم که من را می پاید.سرم را چرخاندم چشمهایش را درشت تر کرده بود و  میخکوب سر جایش بود .عجبا!هر چه سرم را به علامت کلافگی تکان می دادم تاشایدمرا اززیرذره بین بیرون بکشد،نشدکه نشد.خودم راسرگرم برسی کیفم کردم.اماچیزی نبود که بتوانم دست اویزی قراردهم.نگاهش نزدیکتر شدفاصله ایتا من نداشت.بلندشدم وبه میله ایستگاه تکیه دادم.اما اوبه من نزدیک ونزدیکتر می شد.نگاهی به پیر مردکردم .پریشانی ام را فهمید.نگاهم را به سمت او چرخاندم و پیرمرد را متوجه کردم .پیرمرد بلند سد و یک دستش را به کمرش گرفت و دست که تسبیح در آن بود در جیبش گذاشت ،برگشت و نگاهی به من کرد و راهش را به سمت او ادامه داد .محکم لگدی به او زد و گفت :    «"پیشت پدر سوخته.حالا دیگه طوری شده که توی گربه ،مزاحم دختر مردم می شوی"»!       

 


سه شنبه ششم تیر 1385 |

 

سوگند عشق

         ای همیشگی تو را کجا جستجو کنم :

بر شبنم نشسته بر شقایق های سرخ با طراوت غنچه های تازه شکفته شاید هم

در ترنم آواز قناری های عاشق.عزیز ترینم تو با کدام لغت معنی می شوی با

عشق،با محبت،مهربانی،زمین یا آسمان نه!

                                     تو خلاصه همه ی زیبایی های دنیایی...

سوگند نامه:

سوگند به غروب عشق ، به اشک شقایق

سوگند به لبخند شیرشن و اشک عزم عاشقان

سوگند به نفس، نفس های آخر معشوقان در بند

سوگند به فریاد خون انگیز مرغان در لحظه های جدایی

سوگند به گرمی دستهایت ، به لبخند زیباو دل نوازت

سوگند به اشک هایت که روی گونه های چون صدف جاری می گردد

سوگند به فریاد،فرهاد در بستر پاک شیرین

                                                                             که دوستت دارم

                                                                                      ای....

 


شنبه سوم تیر 1385 |

 


خدا جون وقتی منو نقاشی میکردی زیبا نقاشی کردی ممنون سالم نقاشی کردی ولی آخه خدا جون چرا تنها نقاشیم کردی....

من براي سالها مي نويسم.سالها بعد که چشمان تو عاشق مي شوند.افسوس که قصه مادربزرگ درست بود.هميشه يکي بود يکي نبود


 

طرحی از عشق:

 

 

آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
فروردین 1388
بهمن 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
شهریور 1386
تیر 1386
خرداد 1386
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385

 

دلم تنگ شده
های
وای پیر شدم
من
عکس

 

عشق زندگی صداقت پاکی صمیمیت
روی خط عشق
ضحی خانم
عکس های دل
تنهای شب در شهر
شبهای بی ستاره من
زیبا وزهرا
مهربون باش
به دنبال لمس لحظه های ناب
رازهای پنهان ارزوها
سایه روشن
"بزرگترین سایت عاشقان"
لحظه های پنهانی
خلوت شاعرانه
ویدا خانوم
عاشقانه برای ...........عشقم!!!
سرزمین آرزوها
قاب شیشه ای
تنهاترین عاشق
شعر یعنی حرف دل عاشق
دختر ایرونی
دریا دل شکسته قایق
از طرف اونی که تنهاست
دخترک تنها
مجنون عاشق
نیلوفرانه
غربت دل من
به نام تك نوازنده ي گيتار عشق
قلندرانه
تنها
هنر
امپراتور عشق
عروسک کوکی
عاشق تنها
من و خلوت تنهاییم
برای زیستن 2قلب لازم است
عاشق همیشه تنهاست
چی شد که عاشقت شدم؟
بلور تنهایی من

 

 

RSS 2.0
JavaScript Codes


کد موسیقی در نایت اسکین

JavaScript Codes JavaScript Codes