تبليغاتX
طرحی از عشق

طرحی از عشق

هر روز را با یاد توآغازوبا خیال تو به پایان می رسانم.توبگو کجایی ای عزیزمن!تا عشق به بالهای شکسته امقدرت پرواز دهند.

روزی که آخرین نگاهت را به من هدیه دادی هرگز از یاد نخواهم برد.

درآن لحضات به یادروزهای آشناییمان افتادم چه زیبا بودآن گریه ها آن نگاههاوگلایها من باخوداندیشیدم بر دردهای بی درمان من باشد روزی که...

روزی که از پیشم رفتی همچون سرابی در دل کویر شدم وجرعه جرعه آب وجودم در فراغت خشکید.

پس هم اکنون ای نازنین من  چگونه میتوانم جوش وخروش آن دل دریاییت را نپذیرم در حالیکه میدانم زلال ترو پاک تروزیباتر از همه اقیانوس هایی!

     

                                                     

                                                                                     

+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم تیر 1387 9:50 توسط فاطمه |


+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام خرداد 1387 8:28 توسط فاطمه |


+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387 8:33 توسط فاطمه |


دوري را دوست دارم هر چند که دلتنگ و غريب مي‌شوم اما وقتي دوباره با يک بغل مهرباني در مي‌گشايي و صدايم مي‌کني، دلم مثل يک کهکشان وسيع مي‌شود.
شب را بخاطر تو دوست دارم که تا تولد سپيده صبح، دلواپس نيامدنت باشم. کسي که عاشق باشد مي‌داند که تمام طعم عشق به دلشوره‌هاي شبانه است. دوست دارم هميشه شبها تو را کم داشته باشم، تا وقتي چشم بر روي هم مي‌گذارم خوابت را ببينم و چشم که باز مي‌کنم در صبحي دوباره تو را به نظاره بنشينم.
سفر را بخاطر حس قشنگ خاطره دوست دارم. وقتي نيستي و لحظه‌هايم از وجود مهربان تو خاليست کنار قاب عکست، با خاطراتت زندگي مي‌کنم. اين انتظار بازگشت، تمام لذت زندگي من است.
سفر را بخاطر بازگشت دوباره تو دوست دارم. شب را بخاطر صبح با تو بودن و دوري را بخاطر آغاز دوباره مهرباني.
اينطور است که همه چيز - حتي تلخيها- هم بخاطر تو قشنگ و دوست داشتني است.

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387 19:53 توسط فاطمه |


امروز خفته در فراز اشتیاق دیوارها وفردا گمگشته در غبار فراموشیها!امروز لمس مهربانی دستهای دوست وفردا لمس اشکهای فروریخته در فراق یار!امروز لبخندی به شیرینی خوبیهاوفردا غم تلخ جداییها! ای که نامت برسر در قلب شکسته من حک شده وقتی به گوشه ای می نگرم تمام خاطرات شیرینت در ذهنم به تصویر کشیده می شود ای کاش زمانه باز می گشت تا دوباره گوشه ای از لبخند شیرینت یاد سوزی عاشقانه ات را در نزد ذره ذره ی جسم حقیرم به یادگار گذارم چقدر گردون زمانه روی ریلهای زندگی سریع حرکت می کنند.برای دوباره یافتن تو تمام دنیارا جستجو می کنم همراه تمام خاطراتم سوار بر قایق میشوم وتمام اقیانوسهای سیاه ناامیدی را به امید یافتن تو سیر میکنم.آه! دریغا که تو را نمی یابم وجز قاب عکس در تو چیز دیگری برایم به یادگار نمی ماند آه دریغا !(( تقدیم به همه عاشقایی که اسمشون از دفتر عشق خط خورده))

+ نوشته شده در جمعه نهم فروردین 1387 14:56 توسط فاطمه |


نوروز

+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم فروردین 1387 23:29 توسط فاطمه |


سلام فاطمه جان: خواهر عزیزم

۱۳ شهریور روز تولدت بود صمیمانه تبریک می گم اما ببخش دیر شد .

می خوام این و بدونی که خیلی بیشتر از اون چه که فکرش رو بکنی دوست دارم عزیزم

 

+ نوشته شده در جمعه شانزدهم شهریور 1386 20:36 توسط فاطمه


گله‌اي نيست اگر طاق جهان تاريک است
راه من تا دل تو راه کج و باريک است
گله‌اي نيست اگر با دل من بد شده‌اي
از کنار غم من رقص کنان رد شده‌اي
دل من تنگ نگشته، گله از دوري نيست
شِکوه از دوري راه و غم رنجوري است
حرفم از سردي کاشانه بي چلچله است
از غم تنگي دست تو هزاران گله است
خانه بي روي تو کابوس شب من شده است
شيشه قلب تو اي جان! مگر آهن شده است
نشد آن روز که تو وعده فردا ندهي
وعده يک سبد مريم زيبا ندهي
تو بگو چند کُنم صبر که تو پَر بکشي؟
به شب دفتر من کِي ميشه اختر بکشي؟
کي ميشه دلت بياد براي قلبم بميره؟
کي ميشه خاطره‌هام رنگ حقيقت بگيره؟....

+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم تیر 1386 9:20 توسط فاطمه |


+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم تیر 1386 11:38 توسط فاطمه


میان کوچه می پیچد صدای پای دلتنگی

به جانم می زند آتش غم شبهای دلتنگی

چنان وا مانده ام در خود که از من می گریزد غم

منم تصویر تنهایی

در آن هنگام که چشمانت به خوابی خوش فرو می رفت

میان کوچه های شب شدم همنای دلتنگی

********

زندگی یعنی صدای ناز عشق

مرگ یعنی لحظه پرواز عشق

زندگی بی عشق مرگ زندگی است

بی هدف بودن کجاییش زندگیست؟؟؟؟

********

پایان خیانتم شنیدن دارد!!!

من عاشق او بودم و او عاشق او...

 

+ نوشته شده در سه شنبه هشتم خرداد 1386 11:40 توسط فاطمه |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

در زمستان جدایی روز و شب گویم به خویش
یاد ایامی که با هم نوبهاری داشتیم
الفت شبهای ما را روزگار از ما گرفت
ای خوش آن روزی که با هم روزگاری داشتیم


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

تیر 1387

خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
شهریور 1386
تیر 1386
خرداد 1386
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385


آرشیو موضوعی

طرحی از عشق:


پیوندها

خلوت شاعرانه
لحظه های پنهانی
ضحی خانم
عکس های دل
فقط به خاطر تو
تنهای شب در شهر
شبهای بی ستاره من
زیبا وزهرا
مهربون باش
به دنبال لمس لحظه های ناب
محکوم
رازهای پنهان ارزوها
ღ♥ღ (¯`·.¸رقص شاپرک¸.·´¯)ღ♥ღ
"بزرگترین سایت عاشقان"
هنر
شکوه های من
ویدا خانوم
عاشقانه برای ...........عشقم!!!
ازکجا امده ام؟ غم :من زاده ی تنهایی هستم
قاب شیشه ای
تنهاترین عاشق
شعر یعنی حرف دل عاشق
دختر ایرونی
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin


JavaScript Codes

JavaScript Codes JavaScript Codes style="font-size: 8pt; text-decoration: none">JavaScript Codes