|
هر روز را با یاد توآغازوبا خیال تو به پایان می رسانم.توبگو کجایی ای عزیزمن!تا عشق به بالهای شکسته امقدرت پرواز دهند. روزی که آخرین نگاهت را به من هدیه دادی هرگز از یاد نخواهم برد. درآن لحضات به یادروزهای آشناییمان افتادم چه زیبا بودآن گریه ها آن نگاههاوگلایها من باخوداندیشیدم بر دردهای بی درمان من باشد روزی که... روزی که از پیشم رفتی همچون سرابی در دل کویر شدم وجرعه جرعه آب وجودم در فراغت خشکید. پس هم اکنون ای نازنین من چگونه میتوانم جوش وخروش آن دل دریاییت را نپذیرم در حالیکه میدانم زلال ترو پاک تروزیباتر از همه اقیانوس هایی!
+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم تیر 1387 9:50 توسط فاطمه |
+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام خرداد 1387 8:28 توسط فاطمه |
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387 8:33 توسط فاطمه |
دوري را دوست دارم هر چند که دلتنگ و غريب ميشوم اما وقتي دوباره با يک بغل مهرباني در ميگشايي و صدايم ميکني، دلم مثل يک کهکشان وسيع ميشود. + نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387 19:53 توسط فاطمه |
امروز خفته در فراز اشتیاق دیوارها وفردا گمگشته در غبار فراموشیها!امروز لمس مهربانی دستهای دوست وفردا لمس اشکهای فروریخته در فراق یار!امروز لبخندی به شیرینی خوبیهاوفردا غم تلخ جداییها! ای که نامت برسر در قلب شکسته من حک شده وقتی به گوشه ای می نگرم تمام خاطرات شیرینت در ذهنم به تصویر کشیده می شود ای کاش زمانه باز می گشت تا دوباره گوشه ای از لبخند شیرینت یاد سوزی عاشقانه ات را در نزد ذره ذره ی جسم حقیرم به یادگار گذارم چقدر گردون زمانه روی ریلهای زندگی سریع حرکت می کنند.برای دوباره یافتن تو تمام دنیارا جستجو می کنم همراه تمام خاطراتم سوار بر قایق میشوم وتمام اقیانوسهای سیاه ناامیدی را به امید یافتن تو سیر میکنم.آه! دریغا که تو را نمی یابم وجز قاب عکس در تو چیز دیگری برایم به یادگار نمی ماند آه دریغا !(( تقدیم به همه عاشقایی که اسمشون از دفتر عشق خط خورده)) + نوشته شده در جمعه نهم فروردین 1387 14:56 توسط فاطمه |
+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم فروردین 1387 23:29 توسط فاطمه |
سلام فاطمه جان: خواهر عزیزم
۱۳ شهریور روز تولدت بود صمیمانه تبریک می گم اما ببخش دیر شد . می خوام این و بدونی که خیلی بیشتر از اون چه که فکرش رو بکنی دوست دارم عزیزم
+ نوشته شده در جمعه شانزدهم شهریور 1386 20:36 توسط فاطمه
گلهاي نيست اگر طاق جهان تاريک است
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم تیر 1386 9:20 توسط فاطمه |
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم تیر 1386 11:38 توسط فاطمه
میان کوچه می پیچد صدای پای دلتنگی به جانم می زند آتش غم شبهای دلتنگی چنان وا مانده ام در خود که از من می گریزد غم منم تصویر تنهایی در آن هنگام که چشمانت به خوابی خوش فرو می رفت میان کوچه های شب شدم همنای دلتنگی ******** زندگی یعنی صدای ناز عشق مرگ یعنی لحظه پرواز عشق زندگی بی عشق مرگ زندگی است بی هدف بودن کجاییش زندگیست؟؟؟؟ ******** پایان خیانتم شنیدن دارد!!! من عاشق او بودم و او عاشق او... + نوشته شده در سه شنبه هشتم خرداد 1386 11:40 توسط فاطمه |
|
| ||||||